تبليغاتX
روزنوشت های یک متهم زندانی - تکرار نامکرر
 
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم
 

هر روز مرا به یک نام خوانده اند، سطر سطر تاریخ گواه صادقی است بر نام هایی که تاکنون به نام «زن» یدک کشیده ام و هیچ گاه نخوانده اید مرا به نام نامی زنانگی ام! روزگاری در حرم سرا ها عروسک خیمه شب بازی مردانی بوده ام که برای اثبات مردانگی شان هویتم را به تاراج بردند، روزگاری دیگر تنها برای تولید مثل نامم را بر زبان آوردند و گهگاهی اگر برای شهادت خواستندم نیم جنس دیگر به حساب آمدم. تحقیر و تحقیر و تحقیر.مدعی اند کرامتم را حفظ کرده اند در حکومتی که به نام دین قضاوت می کند.این بار در دستگاه عدل اسلامی حکومت ولی فقیه چنان حرمت زنانگی ام را پاس داشته اند که یارای نگارشم نیست.خودتان خبر«پوشاندن لباس زنانه، مجازات یک شرور» را بخوانید تا باور کنید«تحقیر»تنها دو هجای ناقابل است اما با انبوهی درد که هر روز تکرار می شود.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:35  توسط مستان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM